الشيخ محمد الصادقي الطهراني
108
فقه گويا يا فقه سنتى ، فقه پويا يا فقه بشرى؟! (فارسى)
و . . . ذكر شده و يكبار هم با لفظ « ميسر » آمده كه آسانگيرى براى گناهى ديگر است ، كه دوستى و وحدت را در اين ميان به آسانى از بين مىبرد ، و يا مالى هم به مفت رد و بدل مىكند كه آن لهو اصلِ حرمت و اين ميسر در حاشيهى آن است . در رواياتِ « قمار » بهويژه « شطرنج » بُرد و باخت مالى اصالت ندارد ، بلكه كمتر هم به چشم مىخورد ، خصوصاً در « شطرنج » اصلًا روايتى بهعنوان بُرد و باخت مالى نمودار نيست ، كه اينجا بُرد و باخت انسانى مطرح است و نه مالى . و بالاخره آنچه « لهو » است و انسان را از « ذكراللَّه » بازمىدارد و يا دور مىكند حرام مىباشد ، گرچه دروسِ به اصطلاح « علوم اسلامى » « 1 » باشد زيرا هرگز جايى براى دروس و بررسىهاى شايستهى قرآنى باقى نمىگذارد . كه در اين صورت اين « علوم » هم در رشتهى « لهوالحديث » است ، چه از روى تقصير و يا قصور ، بلكه در آيهى « جمعه » « وَاذا رَأوْا تِجارَةٌ اوْ لَهْواً » « 2 » تجارتى را هم كه مانع از انجام خطبه و نماز جمعه گردد حرام شمرده ، تا چه رسد به علومى ! كه اصلًا نه سود دنيوى دارند و نه اخروى ، بلكه مانعى محكم در برابر دست يافتن به معارف قرآنند . مسألهى 106 : ريشتراشى - هرگز شكّى نيست كه برحسب اختلاف آفرينشِ مرد و زن در برخى از جهات برونى و درونى ، گذاردن موى صورت براى مرد پسنديده و مستحب است ، ولى دليلى از كتاب و سنت براى حرمت ريشتراشى در دست نيست ، و چون اين مسأله از مسائل بهاصطلاح « عامُّالْبَلْوى » « 3 » است ، اگر ريشتراشى از محرمات باشد ، بايد نصّى از قرآن و يا روايتِ يقينى از معصومان عليه السلام در دست باشد كه « لاتَقْفُ
--> ( 1 ) - پيامد تأسفبار اين علوم - فقه سنّتى ، اصول ، رجال ، درايه ، و . . . وجودِ فتاواى بسيار زياد برخلافِ نصّ قرآن و نظرات فلسفى و عرفانى متضادّ با نصوص آيات قرآنى در ميان شيعه و سنّى مىباشد . ( 2 ) - سورهى جمعه ، آيهى 11 ( 3 ) - مورد احتياج همه